Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 512

Warning: Illegal string offset 'membergroupids' in [path]/includes/functions.php on line 441

Warning: Illegal string offset 'membergroupids' in [path]/includes/functions.php on line 443

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 452

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 512

Warning: Illegal string offset 'membergroupids' in [path]/includes/functions.php on line 441

Warning: Illegal string offset 'membergroupids' in [path]/includes/functions.php on line 443

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 452

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 509

Warning: Illegal string offset 'usergroupid' in [path]/includes/functions.php on line 518

Warning: Illegal string offset 'userid' in [path]/includes/functions.php on line 518
جفت روحی و قانون جذب
شما عضو بهترین نیستید, جهت استفاه از امکانات بیشتر ثبت نام کنید.    
بهترین انجمن،انجمن های نرم افزار،بازی ،سخت افزار،موبایل،فیلم،دانلود،ورزشی،علمی،تفریحی  

بازگشت   بهترین انجمن،انجمن های نرم افزار،بازی ،سخت افزار،موبایل،فیلم،دانلود،ورزشی،علمی،تفریحی > علمی > علوم بالینی > متافیزیک

متافیزیک مباحث مربوط به متافيزيک

تبلیغات




ثبت نام سریع
براي استفاده از تمامي امكانات پي سي لردز و دانلود مطالب و شركت كردن در مباحث در كمتر از يك دقيقه ثبت نام نماييد

نام کاربری رمز عبور تكرار رمز عبور ایمیل تکرار ایمیل
Birthday:      
سوال تصادفی
  قوانين انجمن را قبول ميكنم 

ارسال موضوع جدیدپاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-16-2008, 21:49   #1
PARISA
مدیر سابق... !
 

تاریخ عضویت: Nov 2007
نوشته ها: 5,076
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 4,983
تشکر شده 4,789 بار برای 3,100 ارسال برتر
پیش فرض جفت روحی و قانون جذب

بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی
دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است). گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود
سوال اول من از شما این است: (( آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟ )) احتمالا می گویی: بله
اما من می گویم: شاید نه
چیکار باید بکنی ... ؟ 1- باید جفت روحی واقعی خود را پیدا کنی ... 2- با قانون جذب و توکل
بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری
جفت روحی شما کیست؟

جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور ... و عشق شما روز به روز بیشتر می شود
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند

می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست

تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%. حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید

حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟

اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند


خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد

خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد


اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند


اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید... اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد ... باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند

امضای PARISA

PARISA آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از PARISA برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
*Sahar* (09-25-2009), Darya722 (03-16-2013), mahdi2ndFerdowsi (06-21-2012), آرميتا (12-04-2011)

تبلیغات P30lords

قدیمی 10-16-2008, 21:50   #2
PARISA
مدیر سابق... !
 

تاریخ عضویت: Nov 2007
نوشته ها: 5,076
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 4,983
تشکر شده 4,789 بار برای 3,100 ارسال برتر
پیش فرض

چینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند
قطب مثبت و قطب منفی
قطب سرد و قطب گرم
زن و مرد
شب و روز
نرمی و سفتی
تابستان و زمستان
و این ها رو میگن یین و یانگدر این تقسیم بندی
یین : زنه ، ینگ: مرد
یین : سیاهه، ینگ: سفید
یین : تاریکه ، ینگ: روشنه
یین: سکون و عدم تحرکه ، ینگ: حرکت و جنب و جوشه
یین : انقباضه ، ینگ: انبساطه
یین : نرمه ، ینگ: سخت یی
یین : مایعاته ، ینگ: جامدات
یین : زمستونه ، ینگ: تابستون
یین : سرماست ، ینگ: گرما
یین : شماله ، ینگ: جنوبه
یین : خوابه ، ینگ: بیداری
و
خب این ها هر کدوم وجودشون به دیگری بسته است و همدیگر رو کامل می کنند.
نیمه ی گم شده یا همان جفت روحی هم؛ بخش دیگر و کامل کننده ی روح ماست
وقتی در کنار جفت روحی خود باشید بدون نزدیکی جسم ها؛ روح ها با هم در می آمیزند
و در این حالت نماد های دیگر یینگ و یانگ اطراف ما هم؛ در هم می آمیزند ... !؟
مثلا در این حالت ینگ
حرکت و جنب و جوش
به
یین: سکون و عدم تحرک
می رسد
و در هم؛ در می آمیزند
و دو عاشق ( عاشق واقعی ـ جفت روحی
نه سکوت را احساس می کنند نه حرکت و جنب و جوش اطراف
را ...
منبع:welcome to lams



روح انسان در حال چرخش است . اين روح و روان را بايد با روح و رواني جفت كنيد كه با هم متناسب و هماهنگ و موزون باشند جز اين سياليت آنها و جريان سرنوشتشان با اشكال مواجه خواهد شد . زندگي بر آنان سخت مي شود و شايد هم در درونشان متوقف گردد .
در ابتدا همه ما يكي بوديم ، فاصله اي بينمان نبود ، افكارمان از هم جدا نبود .و يكپارچه بوديم . . هنگامي كه اولين ارواح از اصل جدا گشتند و به زمين فرستاده شدند ، جستجو براي بازگشت به تكامل آغاز گرديد . تنهايي اولين درد شد و اولين آرزو مصاحبت با مونسي . گويي آدمي به دنبال چيزي براي كامل شدن بود و چون ماهيتش را به خاطر نداشت آن را نيمه گمشده خود ناميد . و به جستجوي آن پرداخت . . هر چند امروزه كار ، تلويزيون ، سينما و ساير سرگرمي ها ي روزمره آنچنان حواس ما را به خود پرت كرده اند كه ديگر متوجه احساس دلتنگي مان نيستيم و آن را تا حدودي فراموش كرده ايم و يا به نحوي اين احساس را سركوب مي كنيم بااين حال صداي نرم و آرامي هنوز هم در گوشمان نجوا مي كند ، حتي اگر آن صدا را نشنويم . بنا بر اين تمايل بازگشت به تكامل ، در زندگي هر كسي پيش خواهد آمد و تلاش براي يافتن جفت روحي حقيقي مي تواند نشاني براي اين جستجو باشد . عده اي از فلاسفه از جمله افلاطون بر اين عقيده بودند كه خداوند ارواح را مدور و به شكل كره خلق كرد ؛ آنگاه هر يك را به دو نيمه تقسيم نمود و هر نيمي را در جسمي قرار داد و هر جسم چون با جسم ديگري برخورد كند كه نيمه ديگر روحش در آن است بخاطر همين مناسبت قديم كه بين آنها ست ميان آنها عشق پديد مي آيد . شايد به همين علت افلاطون گفته است : عشق نزديك ترين دوست آدميان است و شفابخش درد هايي كه راه خوشبختي را بر بشر گرفته اند .

آدمي وقتي به نيمه خود مي رسد خواه آن نيمه زن باشد يا مرد ، حس محبت و دوستي و خويشاوندي مي كند و اگر بتواند نمي خواهد لحظه اي از نيمه خود جدا شود . همه عمر را مي خواهد با او بگذراند اما اگر سوال كني نمي تواند علت را براي شما بگويد چرا كه عشق آنها به پيوند ، به منظور بهره مندي عاشقانه از هم نيست بلكه چيزيست كه جان طالب آنست و زبان از بيان آن عاجز است .

خصوصيات جفت روحي :

حال بايد بدانيم كه جفت روحي كيست و چه خصوصياتي دارد ؟ جفت روحي در واقع شريك حقيقي هر فرد است و از آنجا كه هيچ دو روحي كاملا شبيه هم نيستند ، جفت هاي روحي نيز مكمل يكديگرند و در تمام دوران زندگي بي آنكه بدانند در حال آماده سازي خود براي رويارويي با يكديگرند . ، يك هدف ، يك آرزو و يك عشق مشترك دارند ، عقايد و نظراتشان همانند است و در كنار يكديگر احساس راحتي بسيار دارند . آنها به يكديگر وابستگي عاطفي دارند ، ارواحشان با يكديگر آشناست و نوعي كشش روحي و، فكري ، و حتي جسمي بينشان برقرار است . روابط آنها بسيار سيال و روان است ، با يكديگر هماهنگ هستند ، و آنچه را كه مي خواهند به سوي خود جذب مي نمايند . . آنها از نظر آگاهي هم سطح هستند .و براي رسيدن به اهدافشان به يكديگر نيازمند.ند بنابر اين مي توانند در رشد و پيشرفت روحي يكديگر نيز سهيم باشند .

امضای PARISA

PARISA آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر مقابل از PARISA برای ارسال مفید تشکرکرده است:
*Sahar* (09-25-2009)
قدیمی 10-16-2008, 21:51   #3
PARISA
مدیر سابق... !
 

تاریخ عضویت: Nov 2007
نوشته ها: 5,076
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 4,983
تشکر شده 4,789 بار برای 3,100 ارسال برتر
پیش فرض

شرايط رويارويي با جفت روحي :

نكته مهم آن است كه ملاقات بين جفت هاي روحي زماني اتفاق خواهد افتاد كه كه هردو طرف ازآمادگي لازم برخوردار باشند و بتوانند مسوليت يكديگر را بر عهده بگيرند .

ديگر اينكه موضع هر فرد در برابر عشق و وحدانيت نشان دهنده ميزان آمادگي او براي برخورد با جفت روحي خواهد بود . بايد ببينيم كه آيا مطابق نداي قلبمان عمل مي كنيم ؟ آيا خرد برتر خود را محترم مي شماريم ؟آيا به رويا ها و ايده هايي كه حامل پيام هستند توجهي مي كنيم ؟ تا چه حد يكدل و يكرنگيم ؟ كه اين يكدلي و يكرنگي خود مويد نظر ما در ارتباط با وحدانيت جهان خواهد بود .

بايد ببينيم كه آيا تا كنون عشق ورزي بي قيد و شرط را چه در مورد خود و چه در ارتباط با ديگران تمرين كرده ايم ؟ شناخت خودمان اولين گام براي براي شناخت نيمه ديگرمان خواهد بود ؛ همچنان كه كاويدن ذهن ، قلب و روح به منظور درك و فهم نيمه ديگرمان نيز مورد علاقه روح است .

ممكن است بعضي افراد تصور كنند كه با يافتن جفت روحي ، همه چيز بر وفق مراد خواهد بود كه البته اينگونه هم نيست . چرا كه در اين مرحله روح آماده رشد يافتن است و دو طرف بايد با تلاش و سخت كوشي خود در اين رشد و بالندگي ياريگر و مشوق هم باشند .

در اكثر مواقع ، ملاقات با جفت روحي زماني صورت مي گيرد كه اصلا انتظارش را نداريم و در واقع متوجه موضوع نمي شويم . پس بايد هوشيار باشيم كه در چنين مواقعي سهل انگارانه برخورد نكنيم .



براي روح ظاهر اهميتي ندارد براي ارتباط با جفت روحي نيازي به دانستن نام او يا شناخت ظاهر او نيست شايد روشهاي زير تا حدي بتواند آمادگي رويارويي با جفت روحي را ايجاد نمايد البته اين روشها مطلق نبوده و تنها روشهاي موجود نيز نمي باشند .:

- مي توانيد از جملات تاكيدي مثبت استفاده نماييد با اين محتوا كه جفت روحي تان وجود دارد و در زمان مناسب با يكديگر ملاقات خواهيد كرد . -

- در هنگام خواب مي توانيد تقاضا كنيد كه او را در رويا ببينيد و با هوشياري نشانه هايي از او دريافت نماييد .

- مراقب افكار خود باشيد چه اگر در مورد يافتن جفت روحي تان افكار مثبت و منفي را توام داشته باشيد ممكن است آن افكار منفي بر فكر مثبت شما چيره گردند .

ارواح هم سنخ:

نكته ديگري كه وجود دارد تفاوت ارواح هم سنخ با جفت روحي است جفت روحي يك نفر است.اما ارواح هم سنخ بسيارند بطوري كه گروه ارواح هم سنخ شما مي توانند تعداد زيادي را در بر گيرند . ارواح هم سنخ نيز از قبل با هم آشنايي داشته اند و وقتي در كنار يكديگرند در بالاترين حد از جنبش و تكاپو و لذت و سروري كه مي تواند ميان انسانها برقرار باشد ُ، قرار دارند . اين ارواح از نظر فكري و روحي نسبت به يگديگر كشش دارند ، اما لزوما يك رابطه عاطفي قوي بينشان برقرار نيست و حتي ممكن است علاقه اي هم در ميان نباشد .

جفت هاي روحي حقيقي كساني هستند كه هر لحظه قلب خود را بسوي عشق مي گشايند ، در مسيري معنوي قرار مي گيرند و خدمتي معنوي را به انجام مي رسانند . بنابر اين رابطه ميان آنها محدود به جسم يا شخصيت هر يك نخواهد بود و رابطه اي قلبي خواهند داشت . قلبي كه جايگاه هميشگي عشق يكپارچه و در دسترس خداوند است ، تا عشق او را به دنيا هديه نمايد . به سراغ آنهايي برويد كه عشق را پذيرفته اند تدبير شگفت انگيز خداوند را در مورد آنها كشف كنيد . اين افراد ابتدا در قلب و آگاهي يكي شدند و بعد در جسم يكپارچه گشتند . شايد خداوند جفت هاي روحي را آفريد تا هر يك از آنها تجسم عشق براي ديگري باشند

هنگامي كه نيمي از يك قلب باشيد با نگاه به ديگري خود را خواهيد ديد و به همين علت است كه جفت هاي روحي آينه يكديگرند و بيانگر حالات قلب يكديگر مي باشند .

بر اساس قانون ارتعاش ، جفت هاي روحي هنگامي يكديگر را پيدا خواهند كرد كه بتوانند عشق كاملي را تجربه نمايند . به ياد داشته باشيد كه اگر هر صبح تنها عشق را ببينيد ،عاشق باشيد و قلبهايتان را با نواي عشق هم آهنگ سازيد همواره وجد و سرور به سراغتان خواهد آمد و همه چيز در شعله هاي اين عشق ماهيتي تازه خواهد يافت. جفت هاي روحي آمده اند تا عشق را به زمين بازگردانند

پيمان ما با خداوند اين است كه به هر چه ايمان داشته باشيم ، خداوند برايمان آشكار خواهد كرد
منبع سايت ال ياسين

امضای PARISA

PARISA آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از PARISA برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
*Sahar* (09-25-2009), spring born (09-24-2009), آرميتا (12-04-2011)
قدیمی 09-24-2009, 13:58   #4
spring born
 

تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 1
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 1
2 تشکر در 1 ارسال
پیش فرض

سالهاست که دارم دنبالش میگردم، ولی هنوز پیداش نکردم. دیگه نمی دونم چکار کنم. طاقتم هم تموم شده. ولی هنوز امیدمو از دست ندادم.
spring born آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از spring born برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
Mysterious (12-05-2011), آرميتا (12-04-2011)
قدیمی 10-21-2011, 02:00   #5
نیمساز
 
نیمساز آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: در غباری از کائنات
نوشته ها: 21
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 7
تشکر شده 29 بار برای 17 ارسال برتر
پیش فرض

با سلام
وقت زیباتون بخیر

این تاپیک رو دیدم ... مناسب دونستم که اشاره کنم که من جفت روحیم رو از بچگی تو خواب می دیدم و حتی می دونستم که تو چه سنی پیداش میکنم...
و الان مدت چند سالی هست که می بینمش و واقعا شک ندارم به اینکه دنیا هیچ مرز و محدودیتی نداره
و همیشه ندیدن دلیل بر نبودن نیست..
نیاز داره که صبور بود و هیچ وقت شک نکرد
و از روی اجبار دست گدایی محبت رو به سمت دیگران بلند نکرد، چرا که زیباترین و بهترین تجربه رو از دست می دیم...

شاد و پیروز باشید
نیمساز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از نیمساز برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
Mysterious (12-05-2011), sara2012 (10-15-2012)
قدیمی 12-04-2011, 17:56   #6
آرميتا
 

تاریخ عضویت: Dec 2011
نوشته ها: 1
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 4
2 تشکر در 1 ارسال
پیش فرض

ممنون از اطلاعات خوبتون فکر کنم خدا امروز يه فرصت خوب وارزشمند بهم داد
آرميتا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از آرميتا برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
Mysterious (12-05-2011), نیمساز (12-05-2011)
قدیمی 06-19-2012, 21:26   #7
نیمساز
 
نیمساز آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: در غباری از کائنات
نوشته ها: 21
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 7
تشکر شده 29 بار برای 17 ارسال برتر
پیش فرض امید

سلام

امیدوارم که همه دوستانی که این مطلب رو مطالعه کردن، سعی کنن که خیلی ساده از کنار این موضوع نگذرن

چرا که من از 12 ، 13 سالگی به شکلی متوجه این موضوع شده بودم ولی اطلاعات کافی در این زمینه نداشتم که خوشبختانه بعد از چند سال دوباره به وسیله یکی از آشنایانم به من یاداوری شد
و این قدرت درونم بیشتر شد که صبوری بیشتری داشته باشم و به دنبال خواسته های احساسی و تمناهای فکری پیش نرم.

تصمیم گرفتم که تمام تجربه خودم رو در که در این زمینه داشتم در پست های ارسالی اشاره کنم، تا شاید امیدی باشه برای تمام انسان هایی که به این موضوع"جفت روحی" ایمان دارند...

هر فرصتی که پیش بیاد از ابتدا تا آخرین تجربه ای که در کنار هم داشتیم و به هر دوی ما ثابت شد که این موضوع واقعیت داره رو همین جا یادداشت میکنم.

به امید زندگی ای سرشار از شادی

امضای نیمساز
ساده باشیم که زیبایی در نگاه متغیر مردم به ما نیست ، زیبایی را بالاترین موجود درک می کند
نیمساز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10-26-2012, 14:33   #8
نیمساز
 
نیمساز آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: در غباری از کائنات
نوشته ها: 21
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 7
تشکر شده 29 بار برای 17 ارسال برتر
پیش فرض

با سلام و آرزوی بهترین ها برای همه

در پست قبلی اعلام کرده بودم که تصمیم دارم تجربه ای که در این زمینه داشتم رو در این تاپیک قرار بدم تا شاید افرادی که به این موضوع ایمان دارند که "جفت تکمیل کننده" آنها در زمان تعیین شده و در شرایطی که بتوانند یکدیگر را قبول کنند کنار هم قرار می گیرند را حقیقی در نظر بگیرند.
چرا که بسیاری از جنبه ها را در بر می گیرد، که من هم تمام تلاشم را بکار میگیرم تا از ابتدا با جزئیات به آنها اشاره کنم. تا بتوانیم با دید مثبت به پیرامون خود نگاه کنیم.( در مورد شخص خودم اینگونه تجربه شد که هیچ چیز تصادفی نیست)

پست ها را در حدی می نویسم که خواننده با حجم زیاد متن مواجه نشود. که به نظرم سبب می شود هم روی آن فکر کنیم و هم در زمان مواجه شدن قدرت تصمیم گیری بیشتری داشته باشیم.

..........................................
ابتدا چیزهایی که باعث شد پیش زمینه ای برای شناخت خودم در کودکی داشته باشم و همچنین اتفاق هایی که در آینده برام پیش اومد موضوعاتی رو یادآوری میکنم و بعد به موضوع پیدا کردن جفت روحی و روندی که پیش رفت اشاره میکنم تا در نظر بگیریم که چه چیزهایی کنار هم قرار می گیرند و هر کدام چه نقشی در زندگی هر یک از ما دارند.

اولین تجربه های من از سن هفت سالگی بود... که ذهنم به دقت تمام اتفاق های محیطم را درک میکرد که به چه دلیلی شروع شده و چرا به این شکل اتفاق افتاده...(مثلا در مورد ارتباط های بین مردم: اگر شخصی بزرگتر وقتی با پدر و مادرم بیرون میرفتم، شروع به صحبت میکرد متوجه می شدم که در حال پنهان کردن چه موضوعاتی هست، به چه دلیلی صحبت می کند و حتی اینکه شخص به فکر الان است یا برنامه ریزی برای بازدید بعدی دارد و...)
با شناختی که به اعضای خانواده ام داشتم نمی توانستم در مورد این موضوعات با آنها صحبت کنم، نه تنها خانواده بلکه در سنی بودم که می دانستم اگر با هر شخصی در مورد این موضوع صحبت کنم، شاید برداشت های نامناسبی در مورد من داشته باشد... چرا که چند باری که به خانواده ام اشاره کردم که فلان شخص داره دروغ میگه، یا داره بهانه میاره، فکر می کردن من از اون شخص خوشم نمیاد

فقط یک حالت درونی این پیغام را به من میداد که صبر کن، به زودی متوجه میشوی چکار کنی.

مثلا زمانی که فیلمی می دیدم انتهای فیلم را می گفتم: چه کسی قاتل است، در حالی که دیگران یک لبخند می زدند و می گفتند ما هنوز این فیلم رو ندیدیم اخه چه می دونیم چه کسی چه کار کرده.
که فقط یک نفر همیشه درکم میکرد و با من صحبت میکرد، در مورد انسانیت و خوب بودن و در نظر گرفتن محیط باهام صحبت میکرد. که آن هم شوهر خاله ام بود" شخصی دنیا دیده که بیشتر کشورها را رفته بود و دید متفاوتی به همه چیز داشت" دقیق یادمه که یکبار که خونشون بودیم از تلویزیون برنامه ای پخش شد که وقتی با هم نشسته بودیم چیزی به ذهنم رسید و اون رو به شوهر خاله ام گفتم، اینکه" الان دست یه نفر با کبریت میسوزه" و به سی ثانیه نرسید که وقتی یکی از دایی هام کانال تلویزیون رو عوض کرد، مردی کبریت در دست داشت و همین طور کبریت رو روشن در دستش نگه داشته بود و هواسش نبود که کبریت دستشه.
دائیم یه مقداری مونده بود که الان با چی مواجه شده، که شوهر خاله ام آروم بهش گفت" پسر قوی ایه و باید مواظب خودش باشه"
یاد گرفتم که رفتار عجیبی از خودم نشون ندم.
و اینکه اگر چیزی رو متوجه میشم، دلیلی نداره دیگران هم همونطور بهش نگاه کنن و یا نظر موافق داشته باشند.

ادامه در پست های بعدی....

امضای نیمساز
ساده باشیم که زیبایی در نگاه متغیر مردم به ما نیست ، زیبایی را بالاترین موجود درک می کند
نیمساز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر مقابل از نیمساز برای ارسال مفید تشکرکرده است:
sara2012 (10-29-2012)
قدیمی 10-28-2012, 14:24   #9
نیمساز
 
نیمساز آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: در غباری از کائنات
نوشته ها: 21
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 7
تشکر شده 29 بار برای 17 ارسال برتر
پیش فرض

در مورد متوجه شدن افکار دیگران اینکه قصدی در اعمال و رفتارشون داشتند، بعد از چند ماه به حالت تعادل رسید و تونستم این موضوع رو درک کنم.

اما تجربه بعدی ای که داشتم در مورد این بود که بهم نشون داده شد که به چه دلیل و با گذر از چه روندی زندگی می کنیم و هر کدام چه مسئولیت هایی داریم.

اینکه روند زندگی هیچ کدام از ما بدون برنامه و بی دلیل نیست. هر یک با کوله باری از تجربه های کسب شده، در روند زندگی های مختلف اما بدون حافظه قبلی پا به دنیا می گذاریم.

این طور بود که در سن هشت سالگی وقتی یک شب روی تراس نشسته بودم و ماه را نگاه می کردم، یکباره گریه ام گرفت و افکاری از این قبیل که چرا مردم اینقدر به خودشون سختی میدن، چرا اصلا راه میرن، چرا این همه انرژی مصرف میکنن و اصلا من چرا اینجا هستم ؟ به ذهنم میرسید. اما چیزهایی از این قبیل بهم نشان داده می شد که درگذشته و زمانی که تمام انرژی زمین تحلیل رفته بود و مردم در شرایط سخت زندگی و نبود انرژی کافی برای ادامه زندگی خود بودند( به دلیل استخراج بیش از حد و بی رویه) آسیب زیادی به زمین رسانده بودند، تصمیم بر این بود که از انرژی خورشیدی و استفاده از انعکاس و تابش مصنوعی به نقاط مختلف زمین، از انرژی خورشیدی استفاده شود و روند استخراج از زمین و انرژی حیاطی متوقف شود.

( به این نکته هم اشاره کنم که از همان کودکی علاقه زیادی به بازی با اعداد و شغل های فنی داشتم، اینکه چیزهای جدید ساخته شود، بدون مصرف انرژی)

تصمیم بر این شد که وسیله ای برای این کار ساخته شود تا در تمام شرایط بتواند روند بازتاب را به بهترین نحو انجام دهد
در مورد ماه این را در ذهن داشتم که ماه از صفحه های بزرگ فلزی بسیار شفاف و با قدرت بازتاب بسیار بالا ساخته شد، تا با استفاده از جک های آهن ربایی، با در نظر گرفتن اینکه(بازهم بدون مصرف انرژی سوختی بتواند برای تنظیم صفحه های متحرک آن مورد استفاده قرار بگیرد و هم بتواند فاصله یک طرفه خود را در مدارش با جاذبه زمین حفظ کند). و انرژی مورد نیاز هر منطقه را به وسیله تابش برای استفاده در اختیار آنها قرار داد.
این که ماه هیچ جاذبه ای ندارد به دلیل دو قطبی بودن و حد نصبی تعادل نیروی جذب آن است، و اینکه فلزهای بکار برده شده در آن، تنظیم شده با نیروی جاذبه زمین است.

اما همیشه از بین رفتن زمانی اتفاق می افتد که ارزش های اخلاقی و مردمی، در هر دوره تاریخ در اجتماع و فرهنگ های مختلف، مسیر عکس خود را طی می کند.

ادامه در پست بعدی...

امضای نیمساز
ساده باشیم که زیبایی در نگاه متغیر مردم به ما نیست ، زیبایی را بالاترین موجود درک می کند
نیمساز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10-30-2012, 15:35   #10
نیمساز
 
نیمساز آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: در غباری از کائنات
نوشته ها: 21
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 7
تشکر شده 29 بار برای 17 ارسال برتر
پیش فرض

شدت آلودگی به حدی بود که نزدیک به 150 نفر تصمیم بر ساخت وسیله ای اینچنینی داشتیم ، فقط این بود که به طور موفق در جای خود نصب شد، و در مداری که تحت تاثیر نیروی جاذبه و نیروی مغناطیسی هر دو قطب کره زمین بود جای داده شد. ( فضای داخلی ماه خالی بود به طوری که وزن و مقدار فلز بکار رفته در آن برای ساختن قابل دسترس باشد)
در جای خود نصب شد و استفاده شد، اما هیچ کمکی به ادامه حیاط بشر نکرد، چرا که شدت آلودگی محیط و فساد اخلاقی به حدی بود که قبل از اینکه شرایط ظاهری آن را بتوانیم تغییر دهیم لازم بود که اخلاقیات را به مرحله معتدل و دور از خطر نابودی رساند که متاسفانه دیر شده بود.
دقیقا مثل همین شرایط فعلی که زمین در حال گذر از آن است، که به شدت در حال استفاده هستیم و فراموش کرده ایم که هر چیزی دارای حجم استفاده و بازدهی تعریف شده ای است و اگر مقدار استفاده رو به بالا برود چیزی به غیر از پشیمانی برای هیچ کس باقی نمی ماند.

تعداد بسیار زیادی از بین رفتند و هیچ چیزی مربوط به آن دوره به طور کامل باقی نماند و مخصوصا یادداشت هایی که بتواند از گذشته چیزی را برای عبرت دوره بعدی منتقل کند.
اسم من در آن دوره زندگی “akada” بود که البته نتوانستم معنی آن را پیدا کنم.
در مورد این چیزهایی که متوجه میشدم و ذره ذره باعث باز شدن حافظه من از قبل میشد، نمی توانستم با هیچ کسی صحبت کنم و حتی تا سن 19 سالگی هم در مورد این تجربه ها با هیچ شخصی صحبت نمیکردم.
اما زمانی که خودم را بهتر می شناختم، محیطم را بهتر درک میکردم و اینکه هیچ چیز بی دلیل و اتفاقی نیست را درک میکردم، متوجه میشدم که فهمیدن این موارد برای من بی دلیل نبوده و روند خود را این طور طی کرده تا بتوانم آن را درک کنم و به نقطه ای رسیده باشم که بتوانم در این موارد با محیطم ارتباط درست و متعادلی را برقرار کنم. و به توانایی های خود باور داشته باشم.
اینطور یاد گرفتم که: اینکه ما به چیزی باور میاریم و یا اینکه سرسختانه در برابر اون مقاوت میکنیم به دلیل باور ها و نقد ها و مخالفت هایی هست که از همان کودکی از محیط و اجتماع دریافت میکنیم، و همان رفتار و طرز فکر های تحمیل شده به ما بعد از چندین بار تکرار و تکرار و تکرار ، تبدیل به طرز فکر های اکتسابی و مانعی میشود تا ما خود واقعی مان را فراموش کنیم و دنبال طی کردن مسیر تولد، و مرگ باشیم.
در صورتی که خود واقعی هر یک از ما اگر ایمان داشته باشیم و درگیر احساسات نشویم، به ورای طرز فکر و محدوده انسان های معمولی می رود.

ادامه در پست بعدی...

امضای نیمساز
ساده باشیم که زیبایی در نگاه متغیر مردم به ما نیست ، زیبایی را بالاترین موجود درک می کند
نیمساز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر مقابل از نیمساز برای ارسال مفید تشکرکرده است:
sara2012 (11-01-2012)
ارسال موضوع جدیدپاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
حالت های سنی در عوالم روحی PARISA متافیزیک 0 08-22-2008 20:05
قانون تشكيل دادگاه ها koroshkabir حقوق 0 08-15-2008 12:35
حکومت قانون و جامعه مدنی SOROOSH حقوق 0 05-07-2008 00:14


اکنون ساعت 17:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

تمامی فعالیت های انجمن های این سایت تابع نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران میباشد و نشر مطالب آن منوط به اجازه از مدیران سایت یا ذکر لینک مستقیم منبع می باشد .
بهترین , بهترین انجمن های گفتگو ,behtarin