| شما عضو بهترین نیستید, جهت استفاه از امکانات بیشتر ثبت نام کنید. |
|
![]() |
|
|||||||
| ثبت نام | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | بازیکده آنلاین | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
| مطالب مربوط به شخصیت مطالب مربوط به شخصیت |
تبلیغات |
ثبت نام سریع
|
![]() ![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 |
|
مدیر روانشناسی
![]() تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: I dont live, becoz i'm not alive
نوشته ها: 1,341
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 651
تشکر شده 929 بار برای 533 ارسال برتر
|
کارن هورنای (۱۶ سپتامبر ۱۸۸۵ - ۴ دسامبر ۱۹۵۲) یک روانکاو آلمانی پیرو مکتب فروید بود. تبار هورنای در اصل نروژی و هلندی بود.
کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزهٔ جنسی» او را رد میکند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماریهای روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهمتر غرایز جنسی میداند، معتقد است که بیماریهای روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک میباشد. پیشینه کارن هورنای در ۱۶ سپتامبر سال ۱۸۸۵ در آلمان متولد شد. تحصیلات خود را در پزشکی و روانپزشکی در همانجا به پایان رسانید. در سال ۱۹۳۲ به آمریکا مهاجرت نمود و به عنوان استاد دانشگاه در رشته روانکاوی مشغول به تدریس شد. در ضمن با همکاری عدهای از همکاران و شاگردان خود مؤسسهای به نام «مؤسسه روانکاوی هورنای» در نیویورک دایر نمود، که هماکنون این مؤسسه به وسیله شاگردان او اداره میشود. کارن هورنای در چهارم دسامبر سال ۱۹۵۲ در آمریکا درگذشت. منبع : ویکی پدیا |
|
|
|
|
|
|
|
#2 |
|
مدیر روانشناسی
![]() تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: I dont live, becoz i'm not alive
نوشته ها: 1,341
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 651
تشکر شده 929 بار برای 533 ارسال برتر
|
کارن هورنای ( Karen Horney )
وی روان تحلیلگر ( روانکاو ) آمریکایی است که در سال 1885 پای به عرصه وجود گذاشت و در سال 1952 رخت از جهان بربست . وی از مشاهیر مکتب روانشناسان اجتماعی ( نئوفرویدین ها ) به شمار می آید. دوره تخصص و دوره آنالیز روانی را در انستیتو آنالیزروانی برلین به پایان رسانید و در سال 1930 به آمریکا رفت . کتاب « عصبانیت های عصرما » و « تضادهای درونی ما » از وی به فارسی ترجمه شده است . محیط اجتماعی و هیجانی خانم کارن هورنای بر پویائی عوامل اجتماعی و محیطی موثر در تشکیل شخصیت تاکید کرده است . خانم هورنای نظریه لیبیدوی فروید و اصرار وی بر نقش برجسته میل جنسی کودکانه را نمی پذیرد . در برابر وی اصل اضطراب بنیادی Principe of Basic Anxiety را پیش می گشد . به عقیده وی سرچشمه بیم و احساس ناامنی کودک را در روابط او با والدین باید جست و جو کرد که به صورت غفلت بیش از اندازه ، سلطه جویی، بی ثباتی و بی تفاوتی نسبت به کودک ظاهر می نماید . تخاصم و تعارض کودک از این اظطراب بنیادی مشق می شود . شخصیت وی برای سازش کودک با محیط سه جهت متفاوت را متصور می داند : - رفتن به سوی مردم ( پذیرش درماندگی فردی و تلاش در جلب محبت دیگران ) - حرکت بر ضد مردم ( جنگ با محیط خودکه از آن متنفر است ) - دور شدن از مردم ( زندگی در انزوا و گزینش حالتی که نه تعلق خاطر به مردم است نه جنگ با آنها) خود Self هورنای در نظریه خویش مفهوم خود یا خویشتن را مرکز قرار داده است که از سه جنبه می توان آن را مطالعه نمود : - خود عملی Acutual Self ( جمع تمامی تجارب فردی ) - خود حقیقی Real Self ( آن نیروی تام بی همتا و حس انسجام شخصیتی موجود در هر فرد ) - خود آرمانی Idealization Self ( تصویر ذهنی شکوهمند از خود که ارتباط تنگاتنگی با مغهوم جاری و امروزی خود شیفتگی دارد و نشانه ای از نوروز neurosis است ) درمان در زمینه درمان توجه هورنای بر خود و محیط معطوف است و موضوعات زیر منظور و مطلوب تحقیق های او در فرایند درمان است . - تحقق خود Self Realization - خود شکوفائیSelf Actualization -این جا و حالا hear – and – now پرداختن به مسائل زمان و مکان کنونی گرچه امروزه تاکید و تصریح او بر ارزشمندی تاثیر فرهنگی و « این جا و حالا » قبول عام یافته است ، در زمان حیات او برای جوامع و محافل آنالیز روانی امری ناپذیرفتنی و دور از ذهن به نظر می رسید . وی در فهم کنونی ما از مسائل زمان سهمی شایسته و عطیم دارد ، به اعتقاد وی رفتارهای زنان ما نتیجه و محصول جبر فرهنگی است . منبع : mosbateman.blogfa.com |
|
|
|
|
|
#3 |
|
مدیر روانشناسی
![]() تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: I dont live, becoz i'm not alive
نوشته ها: 1,341
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 651
تشکر شده 929 بار برای 533 ارسال برتر
|
کارن هورنای در 16 سپتامبر 1885 در آلمان به دنیا آمد و در 4 دسامبر 1952 درگذشت. او از سالهای نخستین زندگی گرفتار افسردگی بود. پدرش آدم بسیار سختگیری بود و کارن با برادر بزرگترش برندت رابطه بسیار نزدیکی داشت. هنگامی که برادرش از او دور شد، به افسردگی مبتلا گشت و این مشکل در سراسر زندگی همراهش بود.
کارن در سال 1906 وارد دانشکده پزشکی شد و در سال 1909 با یک دانشجوی رشته حقوق به نام اسکار هورنای ازدواج کرد. مرگ مادر در سال 1911 و سپس برادرش در سال 1923 برای او بسیار سخت و طاقتفرسا بود. کارن در سال 1926 همسرش را ترک کرد و با سه دخترش به آمریکا رفت. در این جا بود که او با دانشمندان برجستهای آشنا شد و نظریههای خود در زمینه روانشناسی را ارائه کرد. کارن هورنای نظریهای در زمینه روانرنجوری ارائه کرد که تا کنون هنوز بسیار معتبر است. هورنای بر خلاف نظریه پردازان پیشین، این روان رنجوریها را به عنوان نوعی سازوکار انطباق میداند که بخش بزرگی از زندگی عادی است. او 10 روان رنجوری را تعیین نموده که از آن میان میتوان به نیاز به قدرت، نیاز به عاطفه، نیاز به حیثیت اجتماعی و نیاز به استقلال اشاره کرد. با وجودی که کارن هورنای از بیشتر نظریههای فروید پیروی کرده است امّا با نظرات او درباره روانشناسی زنان مخالف بود و آن را نادقیق و توهینآمیز میدانست. او در مقابل، مفهوم غبطه زایندگی را مطرح نمود و ادعا کرد که مردان به دلیل آن که نمیتوانند موجود دیگری را به دنیا آورند احساس نقص و کمبود میکنند. او قدرت فوقالعاده مردان در کارهای خلاقانه در رشتهها و زمینههای مختلف را به دلیل این احساس کمبود در آنان میداند. کارن هورنای سهم مهمی در انسانگرایی، خود-روانشناسی، خودکاوی و روانشناسی زنان داشته است. مخالفت او با نظریههای فروید در مورد زنان، علاقه بیشتری را نسبت به روانشناسی زنان به وجود آورد. کارن هورنای عقیده داشت که مردم میتوانند به صورت روان درمانگر خود عمل کنند. او بر نقش شخصی هر فرد در سلامت ذهنی خود تأکید داشت و مشوق خودکاوی و خودیاری بود. کارن هورنای در 16 سپتامبر 1885 در آلمان به دنیا آمد و در 4 دسامبر 1952 درگذشت. او از سالهای نخستین زندگی گرفتار افسردگی بود. پدرش آدم بسیار سختگیری بود و کارن با برادر بزرگترش برندت رابطه بسیار نزدیکی داشت. هنگامی که برادرش از او دور شد، به افسردگی مبتلا گشت و این مشکل در سراسر زندگی همراهش بود. کارن در سال 1906 وارد دانشکده پزشکی شد و در سال 1909 با یک دانشجوی رشته حقوق به نام اسکار هورنای ازدواج کرد. مرگ مادر در سال 1911 و سپس برادرش در سال 1923 برای او بسیار سخت و طاقتفرسا بود. کارن در سال 1926 همسرش را ترک کرد و با سه دخترش به آمریکا رفت. در این جا بود که او با دانشمندان برجستهای آشنا شد و نظریههای خود در زمینه روانشناسی را ارائه کرد. کارن هورنای نظریهای در زمینه روانرنجوری ارائه کرد که تا کنون هنوز بسیار معتبر است. هورنای بر خلاف نظریه پردازان پیشین، این روان رنجوریها را به عنوان نوعی سازوکار انطباق میداند که بخش بزرگی از زندگی عادی است. او 10 روان رنجوری را تعیین نموده که از آن میان میتوان به نیاز به قدرت، نیاز به عاطفه، نیاز به حیثیت اجتماعی و نیاز به استقلال اشاره کرد. با وجودی که کارن هورنای از بیشتر نظریههای فروید پیروی کرده است امّا با نظرات او درباره روانشناسی زنان مخالف بود و آن را نادقیق و توهینآمیز میدانست. او در مقابل، مفهوم غبطه زایندگی را مطرح نمود و ادعا کرد که مردان به دلیل آن که نمیتوانند موجود دیگری را به دنیا آورند احساس نقص و کمبود میکنند. او قدرت فوقالعاده مردان در کارهای خلاقانه در رشتهها و زمینههای مختلف را به دلیل این احساس کمبود در آنان میداند. کارن هورنای سهم مهمی در انسانگرایی، خود-روانشناسی، خودکاوی و روانشناسی زنان داشته است. مخالفت او با نظریههای فروید در مورد زنان، علاقه بیشتری را نسبت به روانشناسی زنان به وجود آورد. کارن هورنای عقیده داشت که مردم میتوانند به صورت روان درمانگر خود عمل کنند. او بر نقش شخصی هر فرد در سلامت ذهنی خود تأکید داشت و مشوق خودکاوی و خودیاری بود. از جمله معروفترین آثار کارن هورنای میتوان به کتاب «خودکاوی» که در سال 1942 انتشار یافت اشاره کرد. |
|
|
|
|
|
#4 |
|
مدیر روانشناسی
![]() تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: I dont live, becoz i'm not alive
نوشته ها: 1,341
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 651
تشکر شده 929 بار برای 533 ارسال برتر
|
هورنای، طرفدار اوليه حقوق زن، به عنوان پيرو فرويد در برلين تعليم ديد. وی كارهايش را به عنوان بسطدهنده نظام فرويد و نه مخالف با او توصيف ميكند.
زندگی هورنای هورنای در هامبورگ آلمان متولد شد. پدرش ناخداي كشتی و مردي مذهبی و كجخلق بود. او از مادرش كه زنی روشنفكر و سرزنده بود چندين سال مسنتر بود. مادرش اين موضوع را نزد كارن فاش ساخته بود كه آرزوي مرگ شوهرش را دارد، زيرا از ترس اينكه مبادا بيشوهر بماند با وي ازدواج كرده بود (سايرز، 1991). كودكی هورنای اصلاً تعريفي نداشت. مادرش او را طرد ميكرد و برادر بزرگترش را (كه كارن به پسر بودن او حسادت ميكرد) بيشتر دوست ميداشت و پدرش قيافه و هوش را پيوسته تحقير ميكرد و در او احساس حقارت، بيارزشي و خصومت به وجود ميآورد. اين فقدان محبت پدر ـ مادري چيزي را كه بعدها «اضطراب اساسي» ناميد در او پرورش داد و اين نمونه ديگري از نفوذ تجارب شخصي نظريهپرداز بر ديدگاهش درباره شخصيت را نشان ميدهد. با آغاز 14 سالگي، هورناي چند بار عاشق شدن را، به عنوان بخشي از تلاش سيريناپذير و فزايندهاش براي جستوجوي عشق و پذيرشي كه نتوانسته بود در خانواده پيدا كند، تجربه كرد. او نشر روزنامهاي را آغاز كرد كه آن را «سازمان بكر براي آبر باكرهها» ميناميد و بارها در خيابانها همراه با روسپيان راهپيمايي ميكرد. او در يادداشتهاي شخصياش نوشت «هيچ نوع هرزگي وجود ندارد كه من آن را تا انتها تجربه نكرده باشم» (هورناي، 1980، ص. 64). برخلاف مخالفت پدر، هورناي وارد دانشكده پزشكي دانشگاه برلين شد و درجه دكتري پزشكي خود را در 1913 دريافت كرد. او ازدواج كرد، داراي سه دختر شد و يك دوره طولاني آشفتگي هيجاني را پشت سر گذاشت. او به شدت ناخشنود و افسرده بود، از درد معده رنج ميبرد، در روابط جنسي با همسرش دچار مشكل بود و درگير چند ماجراي عشقي بود. او در 1927 از همسرش جدا شد و تا پايان عمر به جستوجوي بيقرار خود براي پذيرفته شدن ادامه داد. طولانيترين و گرمترين رابطه عشقياش با اريك فروم روانكاو (1980ـ1900) بود، وقتي كه اين رابطه به پايان رسيد او درهم شكست. براي درمان افسردگي و مشكلات جنسياش تحت روانكاوي قرار گرفت و روانكاو فرويدياش به او گفت كه تلاش وي براي عشق و ميل شديدش به مردان نيرومند، از تمايلات اديپي دوران كودكي او نسبت به پدر مقتدرش ناشي شده است (سايرز، 1991). از 1914 تا 1918 در انستيتوي روانكاوي برلين به تحصيل در روانكاوي سنتي پرداخت. طبابت خصوصي را در 1919 آغاز كرد و به عضويت هيأت علمي انستيتو درآمد. مقالههاي زيادي درباره مسايل شخصيتي زنان نوشت كه در آنها با برخي از مفاهيم فرويدي مخالفت كرد. در 1932 به عنوان مدير وابسته انستيتوي روانكاوي شيكاگو به ايالات متحد آمريكا رفت. او ضمن اشتغال به طبابت خصوصي، در انستيتوي روانكاوي نيويورك به تدريس پرداخت، اما نارضايي فزاينده درباره نظريه سنتي فرويدي او را بر آن داشت تا از اين گروه جدا شود. انستيتوي روانكاوي آمريكا را تأسيس كرد و تا هنگام مرگ در رياست آن باقي ماند. منبع : ravan2.blogfa.com |
|
|
|
|
|
#5 |
|
مدیر روانشناسی
![]() تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: I dont live, becoz i'm not alive
نوشته ها: 1,341
تعداد تشکر (از کاربران دیگر): 651
تشکر شده 929 بار برای 533 ارسال برتر
|
هورنای با این نظر فروید که چند سال اول کودکی نقشی اساسی در شکل گیری شخصیت بزرگسالی ایفا می کند، موافق بود. اما در مورد نحوه ی شکل گیری شخصیت با او اختلاف نظر داشت. هورنای معتقد بود که رشد شخصیت بیشتر به عوامل اجتماعی وابسته است تا عوامل زیستی. وی نه به مراحل رشد اعتقاد داشت و نه به تعارض های اجتناب ناپذیر دوران کودکی. وی بر این باور بود که روابط اجتماعی کودک با والدین، نقش اصلی را در رشد شخصیت کودک ایفا می کند.
هورنای معتقد بود که وجه مشخصه دوران کودکی دو نیاز است: نیاز به ایمنی و نیاز به ارضا. این نیازها سائق هایی همگانی بوده و هر دو دارای اهمیت فوق العاده ای هستند. وی در نظریه اش، برای نیاز به ایمنی بیش از نیاز به ارضا که شامل برخی نیازهای فیزیولوژیکی اساسی ما هستند، اهمیت قایل شده است. به اعتقاد وی، آدمی برای ادامه بقای خود به میزان معینی آب، غذا، خواب، فعالیت جنسی و غیره نیاز دارد، با این حال این نیازها و ارضای آنها نقش مهمی در شکل گیری شخصیت ایفا نمی کنند. آنچه به نظر هورنای اساسی است - یعنی، آنچه در تعیین شخصیت نقش اساسی دارد - نیاز به ایمنی است که منظور او از آن، داشتن امنیت و رهایی از ترس است. از این رو، رشد بهنجار شخصیت در گرو تجربه احساس امنیت و فقدان ترس می باشد. احساس ایمنی در کودک کاملاً بستگی به نحوه برخورد والدین دارد. از نظر هورنای به طور کلی عدم صمیمیت، محبت و عاطفه والدین نسبت به فرزندان می تواند احساس ایمنی در کودکان را ضعیف کند یا به کلی از بین ببرد، چنانکه وضعیت کودکی خود او چنین بود. کودکان در صورتی که احساس ایمنی داشته باشند و احساس کنند که والدینشان آنها را دوست دارند، می توانند در برابر بسیاری از تجارب تلخ زندگی شان از جمله، کتک خوردن های گاه و بیگاه، تجارب جنسی زودرس و تجربه از شیر گرفته شدن بی موقع را بدون عوارض ناگواری پشت سر بگذارند. منبع : کتاب نظریه های شخصیت (دوان شولتز) (به زودی مطلب کامل می شود) ویرایش توسط sepideh_248 : 11-20-2008 در ساعت 17:39 |
|
|
|
![]() ![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| درباره معصوم بودن امامان | bb | معارف | 45 | 10-11-2008 18:59 |